همیشه همین طور است...
یکی می ماند
تا روزها و گریه ها را حساب کند
یکی می رود
تا در قلبت بماند
تا ابد...
یادته؟
می دونم که یادته چون همیشه هر وقت هرجا نشستی تعریف کردی
نمی دونم چی شد کنار هم نشستیم
ولی اگه ازم بپرسن خیلی خوب می دونم چرا کنار هم موندیم
همیشه می گی که ازم برگه خواستی
اونم فقط یه برگه
ولی من ندادم
جداً من ندادم؟
من که می دونم همیشه می خوای منو ازیت کنی
من که می دونم منو می شناسی
یادش بخیر ...
ولی افسوس که
همیشه یکی می رود و
یکی می ماند
که تنها بمانی با اندوه خویش
روزها و گریه ها را
به آسمان خالی ات سنجاق کنی
رسم رویاها همین است
...
خندیدم
گفت: دوستیم؟
گفتم: دوستِ دوست
گفت: تا کجا؟
گفتم: دوستی که تا نداره
گفت: تا مرگ؟
خندیدم و گفتم :
من که گفتم تا نداره
...
یادته؟
یه روز بارونی
هوس امام زاده زد به سرت
من که می دونستم دلت گرفته
دل منم گرفت
گفتی : بریم؟
تو که می دونستی من بهت نه نمی گم
می دونم دوست داشتی با تمام وجود بهت بگم آره
منم مثل همیشه با تمام وجود بهت گفتم بریم
تو می دونستی که من عاشق کله شقیاتم نه؟
یادته؟
بارون گرفت
چه تاریکیه آرامش بخشی
رسید به اونجایی که گفت:
باشه تا پس از مرگ
گفتم: نه نه نه گفتم تا نداره
آروم بودیم آروم
کی حدث می زد طوفان پیش رومونه؟
...
باورم نمی شه که رفتی
درسته خیلی وقتا رفتیم اومدیم رفتیم اومدیم
ولی ایندفعه ...
دلم برات تنگ می شه رفیق
رفیق روزهای خوب
رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من
همیشه در هنوزها
دلم برات تنگ می شه
خدا نگهدار...