تو ...

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:7 توسط پاییزان
|
تو ممکن است از من دور شده باشی
اما کوچک... هرگز!
بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمیداند

جاری می شوم همچون آبشار حوالی دیروز کاش تخته سنگ بودی نه دل سنگ
گمان مبر همیشه حوالی خواب های تو بیدارم
گمان مبر که همیشه عاشقانه می نویسم و می خوانمت
عشق ، به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل می آفریند
بیداریِ دل درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود...!