صدایم کن ...
تو حرف می زنی و
من در حنجره ات قد می کشم.. و
گویی کسی
آرشه امید را
روی تارهای صوتی ات می کشد
تا روی پای این گوشی گستاخ بایستم و
به تمام دفترچه تلفن فخر بفروشم..
تو حرف می زنی و ساعت در من
دیگر سینه خیز نمی گذرد..
تو حرف می زنی
و من سر صحبت را دوباره با زندگی باز می کنم..
وقتی انگیزه را
با هر خنده
درون قلبم به امانت می گذاری تا
ایمان می آورم صدایت همبستگی خونی دارد با امید..
صدایم کن
صدای تو خوب است..،
صدایت را از گوش من پس نگیر
نگذار زندگی در من بلاتکلیف بماند..
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:33 توسط پاییزان
|
تنها تویی 