خدا حافظ ...
از سیگار که کمتر نیستی..
پنج دقیقه وقت بگذار
و تنهایی ام را نوازش کن..
تنها پنج دقیقه
به قدر به فکر فرو بردن
دغدغه های بزک دوزک کرده مردی که هنوز
انگشت به دهان حماسه آغوش توست..
پنج دقیقه وقت بگذار و کمی مرد را گریه کن
که لای انگشتان خودش گُر گرفته است
اشک هایت را
خیرات آتش درونش کن..
کمی آغوش به سرش بیاور
تا تمام شب را
به بوی تنت متهم کند..
که از خیر خواب بگذرد و از کابوس عقب بماند..
پنج دقیقه تنها
برای اعتراف گرفتن از شب های مردی که
دست نشانده نبودنت هستتند..
پنج دقیقه وقت / بگذار شب هایش آبستن اتفاق تو باشند..
بدون اکسیژن نگاهت
هر دقیقه،یک سال پیرتر می شوم
به خیابان می روي
نیم ساعت بعد
بر می گردي
و تو روي کاناپه
عاشقی را با موي سپید می بینی
که سی سال از عمرش گذشته
بارانی،پر از رعد و برق
گاهی آفتابی
زندگی مثل لبان توست
گاهی برایم می خندد
گاهی اخم می کند
عاقبت هم نفهمیدم
تو،زندگی هستی
یا
زندگی خودِ توست !؟