دلم گرفته از تنهايی

اين روزها چقدر هوای تو می کنم

حتی غروب گريه برای تو می کنم

گاهی کنار پنجره می نشينم و

چشمی ميان کوچه رهای تو می کنم

خيره به کوچه می شوم اما تو نيستی

ياد تو ياد مهر و وفای تو می کنم

خود نامه ای برای خودم می نويسم و

آن را همیشه پست به جای تو می کنم

وقتی که نامه می رسد از سوی من به من

می خوانم و دوباره هوای تو می کنم