هوای تو...
دلم گرفته از تنهايی
اين روزها چقدر هوای تو می کنم
حتی غروب گريه برای تو می کنم
گاهی کنار پنجره می نشينم و
چشمی ميان کوچه رهای تو می کنم
خيره به کوچه می شوم اما تو نيستی
ياد تو ياد مهر و وفای تو می کنم
خود نامه ای برای خودم می نويسم و
آن را همیشه پست به جای تو می کنم
وقتی که نامه می رسد از سوی من به من
می خوانم و دوباره هوای تو می کنم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۸۷ ساعت 2:42 توسط پاییزان
|
تنها تویی 