تا میتوانم بنزین میشوم ....

برای قایق ِ مردی که بی تور 
به دریا می زند

شاید آنجا که دیگر به رفتن نمی ارزید ،
و هیچ غریقی به نجات

آرام ِ بی کسی هایش شود

تا میتوانم بنزین می شوم ...

آنقدر دور ... آنقدر موج خورده که

نه سیگارت ... نه زخم زبانت 
آتشم نزند