زیر پیراهن خوشبوی تو یک فصل بلند

نو بهاری که ز غیرت نشود وصف شوند

خواب من بین دو بازوی تو رویا ، نه که خواب

خواب من مُُرد ، که بیند شده ای کهنه پسند

لغزش ماهی بی تاب تنت برکه گریز

آن غزالی که نیامد و نیاید به کمند 

نوک لب های منی باز زبان می ریزی

من نگویم غزلی تازه تر از این لب قند