تازگی ها( از بعدِ رفتنت )
با قرصِ می‌خوابم
بیزارم از خواب‌های الکی‌ ... بیزار ... بیزار
یکی‌ گفت ( با پوزخند) به بیداری‌هایت می‌‌آید
تازگی‌ها ( درست سه روز بعدِ رفتنت )
ودکا را با شیشه می‌‌خورم
استکان دیگر جواب نمی‌‌دهد
لا مصب (جنس اصل باشد) تمام درد‌ها را میگذاری زمین
تا خو و و و دِ فضا می‌روی
تازگی‌ها ( از دیروز)
فیلم زیاد می‌‌بینم
از همه بهتر مستر بین بود
محلِ سگ هم به دخترک با آن دماغِ تیزش نمی‌‌گذاشت
تازگی‌ها با خودم حرف میزنم ( از تو)
دچارِ جنون شده ام
جنون ... جنون ... دیوانگی
شده‌ام درست مثلِ مردی که دیوانه بود و از قفس پرید