من را همچون تک تک آدم های دور و بر خودت...
نگاه کن...
همه ی دل نگرانی هایم...
مثل تمامی زن هایی است...
که تو می شناسی...
شاید کمتر . شاید بیشتر !...
دل نگرانی هایی که...
گاهی مرا تا سر حد بی خود شدن می برد...
و گاهی هم باز نمی گرداند...
از نبودنت می ترسم...
از بودنت دلهره دارم...
و باز هم می مانم میان بودن و نبودن تو...
ای کاش می شد لیلی ات باشم....
ای کاش...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:46 توسط پاییزان
|
تنها تویی 