دیشب به ياد زلف رهايت گريستم

  ميان خاطره هايت گريستم 

غمگين ز عمق غربت ايام بي توام

خوبم! غريب وار برايت گريستم

ديگر به انتظار كدامين بهانه اي ؟!

مانند ابرها به هوايت گريستم

در من نمرد اشك تو در واپسين غروب

من هر غروب بي تو به جايت گريستم

بنگر كه ماند دل به كمندت؟ نگاه كن!

جز من كه جاودانه به پايت گريستم...