هوا ...
هوا
که پیرهن پوشیده
هوا
که میز صبحانه را می چیند
هوا
که گوش می دهد به شعرهام
هوا
که لب بر لبم می گذارد
هوا
که داغم می کند
هوا
که هوایی ام کرده
هوا
که حواسش نبود،این شعر است
و از پنجره بیرون رفت
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ ساعت 23:28 توسط پاییزان
|
تنها تویی 