شبکور ...
دیدم, خودم دیدم پروانه قشنگی هی در گلوی من می رقصید.
من داشتم برای یک ستاره ترانه می خواندم.
دیدم, خودم دیدم, یک قناری قشنگ, از آن همه آواز
تنها حنجره ی تو را نشانم می داد.
زندگی چقدر زیباست دختر عمو!
دیروز نامه ی عزیز از شیراز آمد
نامه اش, زبان شقایق بود,
انگاری هر واژه, باور کن! هر واژه به دیگر واژه عاشق بود.
عجیب است, من شبکور, جهان را چه قشنگ می بینم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 11:4 توسط پاییزان
|
تنها تویی 