گناه من،بزرگترین گناه من،

ای شاهزاده دریا چشم من

دوست داشتن تو بود،

آنگونه که کودکان دوست دارند

              (بزرگترین عاشقان کودکانند)


نخستین اشتباه من

(و نه آخرین)

زیستن بود

              با سرشکستگی.

آماده از حیرت

گردش ساده

شب و روز

و آماده تا هر زنی

که دوستش دارم

هزاران پاره ام کند

تا با آن شهری بسازد،

و آنگاه ترکم کند

                چون غباری.

ضعف من دیدن دنیا بود

با منطقی کودکانه.

اشتباه من بیرون کشیدن عشق بود

از غار تاریک روشنایی ها،

و گستردن سینه ام بود

چون کلیسایی در گشوده

                برای تمامی عاشقان