ناز چشمش ...
تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ی شبانه با من است
برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست
رقص و مستی و ترانه با من است
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
هر کَسَش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است
خواب نازت ای پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است
حیفم اومد که تو دفترخاطراتمون اسمی از م.رستمی عزیز نیارم
ممنون که هم پای خطراتمون باهامون هستی
ممنون که هم پای خطراتمون باهامون هستی
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 0:39 توسط پاییزان
|
تنها تویی 