وقتی با هم از کنج این تاریکی ها هرشب میرهیم تا انتهای ماه

 ...

 وقتی  دست در دست هم و غرق در خلسه ی با هم بودن از تنهایی می گریزیم

 ومن امنیت را در کنار ابهت شانه هایت تجربه می کنم

... 

 وقتی تصویرت را درآب می بینی

 و نقش نگاه شیفته ی من به چشمان میشی ات صامت میماند 

... 

ایمان بیاور به شیارهای لبانم که هر لحظه میگویند:

 "دوستت دارم"