دلتنگی ...
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می
بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می
دهد
تا شاید از لحظه های
دلتنگی گذر کنم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 12:33 توسط پاییزان
|
تنها تویی 