شانه هاي تو

همچو صخره هاي سخت و پر غرور

موج گيسوان من در اين نشيب

سينه ميكشد چو آبشار نور

 

شانه هاي تو

چون حصار هاي قلعه اي عظيم

رقص رشته هاي گيسوان

من بر آن

همچو رقص شاخه هاي بيد در كف نسيم

 

شانه هاي تو

قبله گاه ديدگان پر نياز من

شانه هاي تو

مهر سنگي نماز من