خسته تر از صدای من

گریه ی بی صدای تو

حیف که مانده پیش من

خاطره ات به جای تو

رفتی و آشنای تو

بی تو غریب ماند و بس

قلب شکسته اش ولی

پاک و نجیب ماند و بس

تعنه به ماجرا بزن

اسم مرا صدا بزن

قلب مرا ستاره کن

دل به ستاره ها بزن

تکیه به شانه ام بده

دل به ترانه ام بده

راوی آواره گی ام

راه به خانه ام بده

خسته تر از صدای من

گریه بی صدای تو

حیف که مانده پیش من

خاطره ات به جای تو

یکسره فتح می شوم

با تو اگر خطر کنم

سایه عشق می شوم

با تو اگر سفر کنم

شب شکن صد آینه

با شب من چه می کنی؟

این همه نور داری و

صحبت سایه می کنی؟

وقت غروب آرزو

بهت مرا نظاره کن

با تو طلوع می کنم

ول وله ای دوباره کن

با تو چه فرق می کند

مرده و زنده بودنم؟

کاش خجل نباشم از

زخم نخورده بودنم

خسته تر از صدای من

گریه بی صدای تو

حیف که مانده پیش من

خاطره ات به جای تو

رفتی و آشنای تو

بی تو غریب ماند و بس

قلب شکسته اش ولی

پاک و نجیب ماند و بس