ای که از آتش هجر تو کبابيم هنوز

خسی از شاخه جدا مانده برآبيم هنوز

جان از آن لحظه که در راه توداديم زدست

خانمان سوخته و خانه خرابيم هنوز

معتکف تا بسراپرده عشق تو شديم

سروپا غرقه دريای عذابيم هنوز

با يکی بوسه تو جمله طهارت کرديم

مست مست از دم آن کهنه شرابيم هنوز

معصيت کرده از آنيم که شيدای توييم

ديده ها خيره به يک آيه صوابيم هنوز

کاميابان شکرآب دهنت می نوشند

ما جگر تشنه در اقصای سرابيم هنوز

نفس بيداری ما بسته به ديدار تو بود

خوش به رويای تو در عالم خوابيم هنوز