شازده کوچولو ...

شهرياركوچولوگفت:-بيا با من بازي كن.نمي داني چه قدر دلم گرفته...
روباه گفت:-نمي توانم بات بازي كنم.هنوزاهليم نكرده اند آخر.
شهرياركوچولوآهي كشيدوگفت:-معذرت مي خواهم.
اما فكري كردوپرسيد:-اهلي كردن يعني چه؟
روباه گفت:-تواهل اينجانيستي.پي چي مي گردي؟
شهريارگوچولوگفت:-پي آدم ها مي گردم.نگفتي اهلي كردن يعني چه؟
روباه گفت:-آدم ها تفنگ دارندوشكارمي كنند.اينش اسباب دلخوري است!امامرغان وماكيان هم پرورش مي دهندوخيرشان فقط همين است.توپي مرغ مي گردي؟
شهرياركوچولوگفت:-نه،پي دوست مي گردم.اهلي كردن يعني چه؟
روباه گفت:-چيزي است كه پاك فراموش شده.معني اش ايجادعلاقه كردن است.
تو الان یه پسر بچه ای مثل صد هزار پسر بچه ی دیگر. نه من احتیاجی به تو دارم نه تو احتیاجی به من . من هم واسه تو یه روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگه منو اهلی کردی هر دوتامون به هم احتیاج پیدا می کنیم . تو واسه من میون همه ی عالم موجود یگانه ای می شی و من واسه تو.
شهريار کوچولو گفت : کم کم داره دستگیرم می شه . یه گلی هست که به گمونم منو اهلی کرده باشه.
...
روباه گفت:فقط با چشم دل است که درست می توان دید. آنچه اساسی است نادیدنی است.
آنچه گل تو را اینقدر برایت مهم کرده است عمری است که به پایش صرف کرده ای.
آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو فراموش نکن؛ اگر چیزی را اهلی کردی برای ابد مسئول آن هستی، تو مسئول گلت هستی.
تنها تویی 