شکوفه ی یخی ...
برآنم كه تمام خورشیدها را
چون شكوفههای نارنج
بر طرّّه مویت بنشانم
اما تو
به دورها چشم دوختهای :
از كهكشانی دیگر
و سیارهای دیگر
شكوفهای یخین را انتظار میكشی
كه برای چیدنش
میباید
سفری طولانی بیاغازم
و در راه بازگشت
تشنه
بمیرم ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 0:47 توسط پاییزان
|
تنها تویی 