پروانه ی من ...
بگذار دنيا
در هوسهای تند نفرت و کام
بميرد
من با نفسهای تو
بيدار میشوم ...
از صدف درآمدی ديروز
و حالا بر کف دست من
پرواز را دل دل میکنی!
گفتم؟
پيش از تو
هيچ مرواريدی پروانه نشد ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 0:58 توسط پاییزان
|
تنها تویی 