چشم هايم نصفه نيمه بسته اند

 چشم هايم مثل قلبم خسته اند

 چشم هايم را نميخواهم بيا

 مال تو باشد بياندازش هوا

 پای من را هم ببر از اين اطاق

 پرت کن آنرا درون باطلاق

 دست هايم هم برای تو شدند

 دستهايی که دراز و بی خودند

 بيخودی اين گوش ها را من چرا

 با خودم همراه دارم هر کجا ؟!

هر چه را ميخواستی پا؛ دست؛ سر

 از تنم بردار همراهت ببر

 یک کمی از خویش من را دور کن

  تولدم را همچو من فراموش کن