روشی را برای خنداندن تو پيدا کرده ام

با خنديدن به عصبانيت تو

با خواندن شعرهای بچه گانه تغيير يافته...

تمام پيغامهايت را فقط برای شنيدن صدايت ذخيره می کنم

و تو با دقت به شعرهای احمقانه ام گوش می دهی

زيباترين من ـ با زمزمه عاشقانه گذاشتم بخوابی

و مژه هايت را مخفيانه شمرده ام

می دانم چشمان بسته ات نگاهم می کند

و گوش می دهی

فکر کنم رد لبخندی را ديدم

من روشی برای خنداندن تو پيدا کرده ام