ساده بودم

مثل یک کوچه ی خاکی در ده

مثل لبخند بهار

به درختان ز خواب آکنده

مثل یک ماهی قرمز که سر سفره ی عید

شاهد عهد و دعا ست

قاصد شعر دل انگیز خداست

ساده بودم ساده

بی دل و آزاده

مثل خود مست و خرابم کردی

قصه ها گفتی و خوابم کردی

رفتی و در دل شب

پشت بی خوابی هر ثانیه آبم کردی

ساده بودم ساده

غمگسارم کردی

بی ترحم به بهار

رنگ بی رنگ غبارم کردی

ساده بودم ساده