ساده
ساده بودم
مثل یک کوچه ی خاکی در ده
مثل لبخند بهار
به درختان ز خواب آکنده
مثل یک ماهی قرمز که سر سفره ی عید
شاهد عهد و دعا ست
قاصد شعر دل انگیز خداست
ساده بودم ساده
بی دل و آزاده
مثل خود مست و خرابم کردی
قصه ها گفتی و خوابم کردی
رفتی و در دل شب
پشت بی خوابی هر ثانیه آبم کردی
ساده بودم ساده
غمگسارم کردی
بی ترحم به بهار
رنگ بی رنگ غبارم کردی
ساده بودم ساده
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 22:22 توسط پاییزان
|
تنها تویی 