اشکال از آغاز است
با جسارت خويش را
در انتظارت
به مرگ نشانده ام
تا عاقبت روزی
نفرين دائمم را بدرقه ات کنم
من،تنها به دليل بی کسی
انسان زاده شدم
تا در متروک ترين جای زمين
عاشق شوم
و...ميبينی
هنوز هم خوب شروع ميکنم
وسست به جايی نزديک ميشوم
اشکال از آغاز است شايد
نيمه باقی سيب را
قبل از حوا
کرمها خورده باشند
کسی چه ميداند حتی تو.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 0:31 توسط پاییزان
|
تنها تویی 