درد می کند جای خالی تمام تفاوت هایت

حالا خودم را به روزمرگی می چسبانم ...

و از تمبر ها  سراغ لب هایت را می گیرم ...

نه از نشانی ها دل ِ خوشی دارم نه از جاری شدن

شبیه رودخانه ای در امتداد بیهودگی ...
که تمام وسعتش را

کنار می گذارد
و به کاسه ی آبی که پشت پایت سقوط می کند

حسادت دارد ..........