قدم بزن ...
توی دفتر شعرم قدم بزن
همین حوالی / قافیه ها را پس و پیش کن
غزل هایم را شعر نو کن
اصلا بخند و همه ی واژه ها را در به در خودت کن
بگذار من بمانم و دفتری که دیگر شعر ندارد
فقط بوی خنده هایت، لای برگه هایش جا مانده
همین حوالی / قافیه ها را پس و پیش کن
غزل هایم را شعر نو کن
اصلا بخند و همه ی واژه ها را در به در خودت کن
بگذار من بمانم و دفتری که دیگر شعر ندارد
فقط بوی خنده هایت، لای برگه هایش جا مانده
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:4 توسط پاییزان
|
تنها تویی 