راحت بخواب ...
غلت می زنی و استوا در من تعبیر می شود
پلک می بندی و گالیله هایم را می خوابانم
دست از کمرت باز کنند
تاس می ریزم و
شش دانگ ِ سرکشی هایم را دست به سر می کنم
موهای تو ...
یک قدمی طوفانی که در من در نمی گیرد
یعنی مزرعه داری که دستش به درو نرود
یعنی تا می توانی بخــــــــــــواب ....
من تمام چاشنی هایم را در تو خنثی کرده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:12 توسط پاییزان
|
تنها تویی 