بدون دست های تو ...
هر چه خیابان است
از سر و کولم بالا میروند
این شهر بیابان میشود
و من را یکهو سر میکشد،
حتی نفس بن بستهایش هم میگیرد
بدون دستهای تو، همیشه گم میشوم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:50 توسط پاییزان
|
تنها تویی 